قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2685

تاريخ الفي ( فارسى )

چكرمش آمده بر مقتل ابن ياقوتى رسيد كه فى الحال از اسب درافتاد و سپاهش روى به گريز نهادند . امير چكرمش وقتى بر سر ابن ياقوتى رسيد كه در عين جان دادن بود . چون چشم امير چكرمش بر وى افتاد ، بسيار بگريست و گفت : اى ياقوتى ، چه چيز تو را بر اين افعال مىداشت ؟ ياقوتى در جواب هيچ نگفته داعى حقّ را اجابت نمود . چون اين خبر ، به جدّهء او رسيد ، پيش امير سقمان رفته او را بر انتقام خون برادرزاده مجّد ساخت . امير سقمان چون از سخن والدهء خود تجاوز نتوانست كرد ، بالضّروره لشكرى بسيار از تركمانان جمع آورده متوجّه جنگ امير چكرمش شد . چون به نواحى نصيبين رسيد ، امير چكرمش دانست كه طاقت مقاومت او ندارد ، مبلغى عظيم خفيه به امير سقمان فرستاده التماس آن نمود كه : از سر محاربه درگذر ؛ چه ، برادرزادهء شما در معركه به قتل رسيد و هيچ‌كس را در كشتن او گناهى نيست . بنابراين ، امير سقمان از سر محاربهء امير چكرمش قطع‌نظر نموده به جانب ماردين مراجعت نمود و آن بلده را به حوزهء تصرّف خود درآورد و والدهء [ 321 ب ] خود را تسلّى داده باز به جانب حصن‌كيفا رفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه جمعى كثير از اسماعيليهء خراسان در نواحى بيهق جمعيت نموده شروع در نهب و غارت آن نواحى نموده زن و فرزند مسلمانان را به اسيرى بردند . در اين أثنا ، قافلهء حاجّ از ماوراء النهر و خراسان و هند و ساير بلاد در حدود بيهق جمع آمده بود كه به يك ناگاه وقت سحر باطنيّه بر ايشان ريخته اكثر حجّاج را به قتل رسانيدند و تمامى اموال و اسباب ايشان را نهب و غارت نمودند . در ماه شعبان اين سال ، ميانهء تنكرى افرنجى ، صاحب أنطاكيّه ، و ميانهء ملك رضوان ، صاحب حلب ، محاربه‌اى عظيم واقع شد و فرنگيان تمامى سپاه ملك رضوان را به قتل رسانيدند و چندان اموال و اسباب به دست فرنگيان افتاد كه از حدّ احصا و شماره بيرون بود . باعث بر اين محاربه ، آن بود كه تنكرى ، صاحب أنطاكيّه ، قلعهء ارتاج « 1 » را ، كه از مشاهير قلاع ولايت ملك رضوان بود ، محاصره نموده كار را بر اهالى آن قلعه بسيار تنگ ساخت . و نايب قلعه ابو الحسن نام شخصى بود . چون از ممانعت و مدافعت سپاه فرنگ عاجز آمد ، كس پيش ملك رضوان فرستاده احوال عجز خود و استيلاى فرنگ بر آن قلعه اعلام نمود . ملك رضوان بعد از اطلاع بر حقيقت حال لشكرى انبوه به هم رسانيده متوجّه جنگ تنكرى فرنگى گشت . چون به حوالى آنجا رسيد ، فرنگيان از مشاهدهء كثرت سپاه اهل اسلام انديشيده

--> ( 1 ) . م ، ش : رباح .